مرتضى راوندى
10
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
و به همراه آن دامپرورى بكندى پيش مىرفت ، در عينحال بايد به خاطر داشت كه توجه انسان به كشاورزى ، و دامپرورى يك انقلاب واقعى بود ، كه از ده هزار سال پيش در كوهپايههاى آسياى مقدم و شرق نزديك آغاز گرديد . » « 1 » به نظر ويل دورانت ، موقعى انسان توانست گوهر انسانى خود را آشكار سازد كه زندگى او از مرحلهء متزلزل شكار خارج شد و به مرحلهء مطمئنتر و ثابتتر حيات چوپانى درآمد . در اين شكل جديد زندگى ، مزاياى گرانبهايى نصيب او شد كه عبارت است از اهلى كردن جانوران و تربيت دامها و استعمال شير . به مرور زمان ، انسان معجزهء توليد مثل حيوانات اهلى را تحت سرپرستى خود قرار داد و از يك جفت حيوان نر و ماده ، گلهاى فراهم آورد . شير حيوانات ، اين فرصت را براى زنان ايجاد كرد كه دورهء شير دادن كودكان خود را كوتاهتر كنند ؛ بعلاوه با پيدا شدن اين ماده ، مرگ - و مير اطفال كمتر شد و غذاى جديدى در اختيار انسان قرار گرفت . همهء اينها سبب شد كه نفوس فزونى پذيرد و زندگى ثابتتر و منظمتر گردد و فرمانروايى اين موجود ترسوى تازه به دوران رسيده ، يعنى انسان ، بر روى كرهء زمين استوار شود . در عينحال كه اين حوادث اتفاق مىافتاد ، زن به بزرگترين اكتشافات راه يافت ، و سر حاصلخيزى زمين را پيدا كرد . تا آن هنگام كار زن تنها اين بود كه چون مرد ، به شكار مىرفت ، با چنگال خود پيرامون خود را مىكاويد ، تا مگر چيزى قابل خوردن بچنگ آورد . هيچ ما نمىدانيم چه موقع انسان براى نخستينبار به عمل و نقشى كه دانهء نباتى دارد ، پىبرده و از درويدن به كاشتن پرداخته است . تا پنجاه سال پيش از اين ، در ماداگاسگار ، زنان براى كشت دانه ، مانند سربازانى ، صف مىبستند ، و با يك اشاره ، چوبهاى نوكتيز خود را در زمين فرو مىكردند و دانهاى در آن مىانداختند و ، پس از پوشانيدن آن با خاك ، با اشارهء ديگرى ، پيش رفته اين كار را از نو شروع مىكردند و ، به اين ترتيب ، عمل بذرافشانى را انجام مىدادند . مرحلهء پيشرفتهتر ، در بذرافشانى ، آن بوده است كه به يك قطعه چوب ، نوكى تيز يا قطعه استخوانى متصل كرده ، روى آن ، چوب ديگرى به شكل چليپا قرار مىدادند و كشاورز ، با پا ، آن را مىفشرد و در زمين فرو مىكرد . چون اهلى كردن حيوانات و استخراج فلزات براى انسان ميسر شد ، توانست ادوات سنگينترى بسازد و به اين ترتيب بود كه گاوآهن جانشين اسباب سابق گرديد ، و توانستند زمين را بهتر زيرورو كنند . « 2 » به نظر گوردن چايلد : « اقتصاد دوران نئوليتيك عصر بربريت يا عهد حجر جديد ( حجر صيقلى ) ، ايجاب مىكرد كه محصول فراوانى فراهم آيد تا ذخيرهء كافى براى بدست آوردن محصول جديد ، در اختيار باشد ، و بههمين منظور بود كه انبارها در تمام دهكدههاى بربرها ، حتى در قديمترين آنها اهميتى بسزا داشت . براى جدا كردن دانههاى گندم و جو از پوست ، خرمنكوبى و بوجارى ، و براى تبديل دانهها به آرد ، آسيا كردن معمول بود . غلات را گاهى در هاون مىكوبيدند ولى بيشتر اوقات ، براى تهيهء آرد ، غلات را روى سنگى به شكل نعلبكى ريخته ، بكمك سنگ ديگرى ، آن را آرد مىكردند . تهيهء نانهاى شيرينى يا آش و آبگوشت اشكالى نداشت ولى
--> ( 1 ) . دايرة المعارف نوجوانان و جوانان ، پيشين . ص 15 . ( 2 ) . مشرق زمين : گاهوارهء تمدن . ( تاريخ تمدن ) . بخش اول ، كتاب اول . پيشين . ص 13 .